عشق با یک لبخند شروع می شه، با یک بوسه رشد می کنه و با یک اشک تموم می شه. ولی یاد اون تا ابد با آدم می مونه. 
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 18:5 توسط فهیمه |
یه سوال عاشقونه بگه هر کسی می دونه
اونکه دادم دل و دستش چرا دل به من نمی ده؟
این سوال و جواب بدید!
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 18:2 توسط فهیمه |
به او بگوئید که دوستش دارم!
هر چه گفتم و هر چه سوختم و ساختم بیهوده بود...
هر چه به او گفتم دوستش دارم انگار یک خواب بود و هر چه
با عشق و احساس او سوختم و ساختم پوچ پوچ بود....
دیگر نمیدانم چگونه باید از آنکه دوری بگویی که دوستش داری..
تو بگو ای قلب عاشق من ، چگونه باید این دوست داشتن را ابراز کنی؟
من هستم و یک قلب سرخ ، که درون قلب سرخ یک دنیا محبت و عشق نهفته
است و ما تو را دوست میداریم ، گرچه تو این دوست داشتنمان را باور نداری ....
کاش میدانستی قلبم یک آرزو دارد و تنها آرزویش تویی!
کاش میدانستی قلب مجنونم، یک معشوق دارد و تنها لیلای آن تویی!
کاش میدانستی که قلبم تنها یک احساس دارد و آن احساس پاک، تنها برای تو هست....
و ای کاش میدانستی که قلب عاشقم تنها یکی را دوست میدارد و آن تویی!
تویی و آن قلب مهربانت و یک دنیا احساس پاک در وجودت!
منی که مدتها به انتظار تو در جاده تنهایی ها نشسته بودم ، منی که مدتها
بود از خدای خویش آرزوی تو را داشتم ، و منی که لحظه ها
و ثانیه ها به یاد تو و به انتظار تو مینشستم چگونه بگویم که دوستت دارم؟
آهای ای دو چشم خیس من ، دو چشمی که
شب و روز برای او اشک ریختید ، و تا سحرگاه به یاد او به آسمان عاشقی ، به مهتاب
و ستارگان نگاه می انداختید ، و ای دو چشمی که مرا عاشق او کردید
و مرا در دنیای عاشقی اسیر کردید شما به او بگویید که دوستش دارم...
آری به او بگویید که خیلی دوستش دارم....
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 17:58 توسط فهیمه |
تنها که می شوم برای تو می نویسم برای تو که می نویسم می دانمکه هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی تنها که می شوم تمام لحظه های بی تو بودنم جان می گیرند تنها که می شوم انگار هجومی از افکار پریشان هستی ام را به یغما می برد تنها که می شوم انگار چیزی از من نمی ماند و من چقدر کوچک شده ام که ازگفتن یک سلام می هراسم...
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 17:56 توسط فهیمه |
مي دونم بي تو هلاكم ، اي كه باروني به خاكم منو پُر كن از ترانه ، تُو ركوع آخرينت ! قلم خشكيده ي من ، واسه چشماتُ سرودن صد هزار دفه شكسته ، پاي اسم نازنينت ! تُو نگام يه التماسه ، واسه اينه بي هواسه كاش ببينيُ بخوني ، معنيِ بهونه هامو من يه زخم از غمي خوبم ، هم قسم شو با غروبم بگو تنها نمي ذاري ، تا هميشه شونه هامو از قنوت نابِ دستات ، از حروف پاك چشمات به غزل رسيده شعرم ، غزلي جنس ستاره ! تُو نجابت نگاهت ، تُو غرور بي گناهت داره گُم ميشه دلي كه ، غير تو چيزي نداره ! آخ اگه باشي كنارم ، تُو زمستونا بهارم با مني كه بي تو هيچم ، تو بيا وُ همنفس باش تو خودِ راز و نيازي ، يه فرودي يه فرازي واسه اين عاشقِ پرواز ، آسموني بي قفس باش
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 17:47 توسط فهیمه |

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 11:42 توسط فهیمه |
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 11:38 توسط فهیمه |
مرتبه در ۹۰۰ جمله عاشقانه در ۸۰۰ جاي مختلف به ۷۰۰ زبان به ۶۰۰ نفر بيان كردم 
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 22:5 توسط فهیمه |
من تو را تا بینهایت می پرسیدم ولی هرگز نفمهیدی
التماست کردمو و در خود شکستم غرورمه بازم نفهمیدی
عاشق نبودی ، تا که بفهمی دردمو ،احساسمو
هرگز نخواستی تا که ببینی ناله های قلبمو
دلمو شکستی برو، دلمو شکستی برو،برو دیگه نه نمی خوامت
دلمو شکستی برو، دلمو شکستی برو،فقط اینه جوابت
برو برو،دیگه نه نمیخوامت دلمو شکستی فقط اینه جوابت
برو برو،دیگه نه نمیخوامت دلمو شکستی فقط اینه جوابت
به پای تو نشستم از عشقت مست مستم
دلمو شکستی اما هنوز عاشقت هستم
از یاد من نمیری،مردم از این اسیری
چیکار کنم که امروز از عشق من تو سیری
دلمو شکستی برو، دلمو شکستی برو،برو دیگه نه نمی خوامت
دلمو شکستی برو، دلمو شکستی برو،فقط اینه جوابت
برو برو،دیگه نه نمیخوامت دلمو شکستی فقط اینه جوابت
برو برو،دیگه نه نمیخوامت دلمو شکستی فقط اینه جوابت
برو برو،دیگه نه نمیخوامت دلمو شکستی فقط اینه جوابت
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 21:53 توسط فهیمه |
تقدیمی از س ا م
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 21:44 توسط فهیمه |